عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 27 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

این روزها...

1391/11/3 15:05
نویسنده : مامان متین
374 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر نانازم دیروز که 2 بهمن بود سمسار اوردم و مبل و نهار خوری رو فروختم دیگه دلم و زده بود و سرویس خوابم میخواستم بدم بره که به توافق نرسیدیم ابرو

خونمون خالیه خالی شدهلبخند، چون فرش هارو هم دادم قالی شویی (البته امروز میارن)، تو هم که حسابی کیف میکنی و با ماشینت تو خونه میچرخی مژه دیروز که با عمه آزاده داشتیم با سمسار حرف میزدیم از رو ماشینت افتادیناراحت ولی خدارو شکر طوریت نشد، امروز هم دوباره از رو ماشینت افتادی و با سر خوردی زمین که پیشونیت یکم قرمز شد نگران البته رو فرش افتادی، یک ساعت بعدش تو آشپز خونه بودم یهو دیدم صدای جیغت میاد و سریع اومدم دیدم با کله رفتی تو یه جعبه خالی که گذاشته بودم وسایلای اضافه رو توش بریزم تعجب خلاصه با دستات و به صورت سر و ته تو جعبه بودی و پاهات بیرون بودابرو خلاصه بگم که این روزها خیلی شیطون و کنجکاو شدی و همه حواسم باید بهت باشه همش میترسم یه بلایی سر خودت بیاری خنثی 

فردا به حمید آقا(نظافت چی) گفتم بیاد واسه حال و اشپز خونه، میخوام تا خالیه خونه تمیزش کنم، قرار شد خبر بده خدا کنه بیاد خونه تکونیمون تموم بشه و راحت بشم خمیازه

تو این هفته هم باید با بابایی بریم مبل سفارش بدیمنیشخند، به احتمال زیاد پرده رو هم عوض میکنم، تازه سرویس خواب و هم باید بفروشم و دوباره جدید بخریم، چقدر کار دارم این روزا اوه

دایی امین امتحاناش تموم شد، فردا میاد تهران که از اینجا بره رشت قرار بود منم باهاش برم رشت چند روز بمونم ولی فکر نکنم بتونم برم نگران خیلی ناراحتم دلم واسه مامان و بابام و ملاحت و امین تنگ شده تازه دایی امین هم زنگ زد گفت اگه برنامم کنسل شده و نمیرم اونم دیگه نمیاد خونمون و یه سره میره رشت چون 2 ماهه نرفته و دلش تنگ شدهناراحت  وقتی بهمن و اسفند میشه بانکها شلوغ میشن و کار بابایی خیلی زیاد میشه مثلا دیروز تا 5 شعبه بودن، دیگه از خروجی و مرخصی خبری نیست، شاید من و شما هفته دیگه بعد از اینکه کارهام تموم شد یه چند روز رفتیم رشت البته بدون بابا نگران

این هم از این روزهامون.

♥♥ خیلی خیلی دوست دارم عزیزه دلم همه وجودمی ♥♥

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

saba
3 بهمن 91 15:41
سلام.وبلاگ واقعا زیبایی دارید
من وارد کننده برچسب های دیواری(دکوراسیون منزل) هستم لطفا به وبلاگ من سر بزنید ونظر خود را بگویید واگر مایل بودید تبادل لینک کنیم
با تشکر http://dewall.blogfa.com/



چشم عزیزم حتما
فریماه- هدیه خدا
3 بهمن 91 20:28
اوووووووه چقدر کار متین جان. خدا قوت. ولی لذت بخشه خونه تکونی و وسایل نو. مبارک باشه. ایشاله بعدشم میری رشت تجدید انرژی میکنی و میای. خوش باشی.


ممنونم فریماه جون اره خیلی سخته اگه بتونم برم رشت که عالی میشه و واقعا انرژی میگیرم
saba
4 بهمن 91 19:51
سلام ممنون به وبلاگم سر زدی با افتخار لینک شدی
Dewall.blogfa.com

قیمت ها رو تو بخش قیمت محصولات نوشتم باز اگه دقیق تر وی خواهید بگم لطفا کد آن را بگویید


مرسی عزیزم
مامان یه فسقِلی
5 بهمن 91 0:23
اوووووووووو.... بابا ماشلا ... چه زرنگ ... شروع کردید خونه تکونی رو ... آفــــــــرین

مواظب خودت باش...


مرسی عزیزم به قول همسری من کلا تنبل تشریف دارم واسه همین برای اینکه کارام عقب نیفته و زود تموم شه زودتر از موقع شروع میکنم
مامان ریحان عسلی
5 بهمن 91 15:04
سلام
خدا قوت ... وسایل جدیدم پیشاپیش مبارک
خصوصی


ممنونم عزیزم
مامان ریحان عسلی
5 بهمن 91 15:05
وای خیلی سخته که جلوی خودت بچه ات رو بزن چه عمد چه غیر عمد طفلی چه کار بدی کردن دورو بریاااا


اره واقعا
نگین مامان رادین
5 بهمن 91 17:14
وای عزیزم برای پست اخریت که رمز داشت خیلی اراحت شدم قربون پسمل نازم بشم ،عزیزم خیلی سخته خدا خودش کمک حالش باشه ، عزیزم مواظب خودتون باشید از روی ایلیا جون ببوس


مرسی عزیزم
نگین مامان رادین
5 بهمن 91 17:17
خسته نباشی گلم ایشاالله کارهات زود تموم میشه و میری رشت و حسابی استراحت می کنی ، اسباب نو هم پیشاپیش مبارک به سلامتی و دل خوش ازشن استفاده بکنید


مرسی نگین جووووووووووووووووووونم
مامان زهرا دختر دوست داشتنی
6 بهمن 91 13:18
وای خدای من چقدر کار
چقد برنامه جدید
امیدوارم سال خوبی را شروع کنید
پیشاپیش همه چیزهای نو مبارک


مرسی عزیزم از دعای خوبت
مامان شايان
7 بهمن 91 23:48
مباركه ماماني وسايل جديد نخريدهبعدا ازشن عكس بنداز ببينيم چي خريديراستي كلا اهل رشتي؟واي من عاشق رشتم البته فاصله اي با رشت نداريم


مرسی عزیزم چشم عکسشو میذارم
من اصالتا رشتی هستم ولی از بعد از ازدواج الان 5 ساله تهران زندگی میکنم ولی عاااااااااااااشق شمالم
شما کجایی هستین؟ گیلانی هستید؟؟؟


مامان شايان
9 بهمن 91 16:07
سلام عزيزم من اهل شهسوارم ميدوني كه كجاست؟


اره بابا مگه میشه ندونم، شهسوار و چالوس و خیلی دوست دارم و زیاد اومدم، تو مازندران فامیل زیاد داریم